•  

    آگوست 2008
    د س چ پ ج ش ی
    « Jul    
     123
    45678910
    11121314151617
    18192021222324
    25262728293031

جوک

 

  • ترکه رو ميگيرن ميگن پدر سوخته چرا پشت ماشينت نوشتی امام با سالاد ” ! ميگه مگه چيه؟از شما بهتره که مينويسين ” خدا با ماست”
  • یک لره میره توالت عمومی تا میشینه یک باد از ش در میره. از توالت بغلی یک نفر دیگه از خودش با د در میکنه. لره دوباره می گوزه . از توالت بغلی دوباره صدای گوز میشنوه . عصبانی میشه به بغلی میگه: ایسا تو اومدی بشاشی یا با من بحث کنی .
  • تركه ميفته تو جزيره آدم خورا، آدم خورا مي‌گيرنش، رئيسشون ميگه: اينا رو پوستشون رو ميكنيم باهاش قايق درست ميكنيم. تركه هم يه چاقو ور ميداره مي‌گذاره رو شكمش، ميگه: جلو نيايد وگرنه ‌قايقتونو سوراخ ميكنم
  • يه روز يه ميخ ميره عروسي اونقدر مي رقصه پيچ ميشه!

لغت نامه مهندسین در جلسات با کارفرما

1. این بستگى دارد به …… یعنى: جواب سوال شما را نمى دانم!

2. این موضوع پس از روزها تحقیق و بررسى فهمیده شد. یعنى: این موضوع را بطور تصادفى فهمیدم!

3. نحوه عمل دستگاه بسیار جالب است. یعنى: دستگاه کار مى کند و این براى ما تعجب انگیز است!

4. کاملا انجام شده یعنى: راجع به 10 درصد کار تنها برنامه ریزى شده !

5. ما تصحیحاتى روى سیستم انجام دادیم تا آن را ارتقا دهیم. یعنى: تمام طراحى ما اشتباه بوده و ما از اول شروع کرده ایم!

6. پروژه بدلیل بعضى مشکلات دیده نشده، کمى از برنامه ریزى عقب است. یعنى: تاکنون روى پروژه دیگرى کار مى کردیم!

7. ما پیشگویى مى کنیم….. یعنى: 90 درصد احتمال خطا مى رود!

8. این موضوع در مدارک علمى تعریف نشده. یعنى: تاکنون کسى از اعضا تیم پروژه به این موضوع فکر نکرده است!

9. پروژه طورى طراحى شده که کاملا سیستم بدون نقص کار مى کند. یعنى: هرگونه مشکلات بعدى ناشى از عملکرد غلط اپراتورها ست!

10. تمام انتخاب اولیه به کنار گذاشته شد. یعنى: تنها فردى که این موضوع را مى فهمید از تیم خارج شده است!

11. کل کوشش ما براى اینست که مشترى راضى شود. یعنى: ما آنقدر از زمان بندى عقبیم که هر چه که به مشترى بدهیم راضى مى شود!

12. تحویل پروژه براى فصل آخر سال آینده پیش بینى شده است. یعنى: که تا آن زمان ما مى توانیم مقصر تاخیر در اجراى پروژه را کسى از میان تیم کارفرما پیدا کنیم!

13. روى چند انتخاب بطور همزمان در حال کار هستیم. یعنى: هنوز تصمیم نگرفته ایم چه کنیم!

14. تا چند دقیقه دیگر به این موضوع مى رسیم. یعنى: فراموشش کنید، الان به اندازه کافى مشکل داریم!

15. حالا ما آماده ایم صحبتهاى شما را بشنویم. یعنى: شما هر چه مى خواهید صحبت کنید که البته تاثیرى در کارى که ما انجام خواهیم داد ندارد!

16. بعلت اهمیت تئورى و عملى این موضوع…… یعنى: بعلت علاقه من به این موضوع!

17. سه نمونه جهت مطالعه شما انتخاب شده و آورده شده اند. یعنى: طبیعتا بقیه نمونه ها واجد مشخصاتى که شما باید بعد از مطالعه به آن برسید،‌ نبوده اند!

18. بقیه نتایج در گزارش بعدى ارائه مى شود. یعنى: بقیه نتایج را تا فشار نیاورید نخواهیم داد!

19. ثابت شده که …. یعنى: من فکر مى کنم که …..!

20. این صحبت شما تا اندازه اى صحیح است. یعنى:از نظر من صحبت شما مطلقا غلط است!

21. در این مورد طبق استاندارد عمل خواهیم کرد. یعنى: ازجزئیات کار اصلا اطلاع ندارید!

چهار قانون طلایى مهندسین ساخت وطراحی

وظیفه اولیه یک مهندس طراح ساخت سیستمى است که براى سازنده، ساختن آن سخت وبراى تعمیرکار، تعمیر آن ناممکن باشد.
در طراحى هر سیستم لااقل باید یک قطعه از رده خارج ،‌2 قطعه دست نایافتنى و 3 قطعه هنوز در مرحله طراحى وجود داشته باشد.
هیچ چیز نباید طبق زمان بندى و بودجه کارفرما ساخته شود.
هیچ عیبى در طراحى نباید دیده شود ،‌ مگر در بازرسى نهایى محصول.

مهندسین در بیان ویژگیهاى دستگاههاى خود کلماتى ذکر مى کنند، معنى این کلمات و عبارات را بدانید:

Maintenance Free: چنانچه دستگاه خراب شد، باید آن را دور بیاندازید!

Energy Saving: ویژگى اى که در حالت قطعى برق به آن مى رسید!

Rugged or Robust: آن قدر سنگین که نمى توان آن را بلند کرد!

Light Weight: کمى سبک تر از Rugged!

All New:‌هیچ قطعه اى را با نوع قدیمى اش نمى توان عوض کرد

دهقان فناکار

یکی بود یکی نبود. یکی از روزهای گرم تیرماه بود. یک دهقان فداکاری بود که ریزاحمد نام داشت و خیلی به شدت احساس فداکارآلودگی می‌کرد و تصمیم گرفته بود پوز پترس فداکار اجنبی را بزند. یکی از همان شب‌های تیرماه که ریزاحمد خسته و کوفته از سر کار به خانه برمی‌گشت و در حال خواندن یک ترانه‌ی محلی گرمساری روی ریل‌ها بود (معلوم نبود بالاخره اون شب بارون می‌اومد یا نمی‌اومد. به من و شما مربوط نیست قصه را بچسبید و درس‌تان را بخوانید) بله اون شب که بارون ‌اومد… یارم لب بون اومد… نه این مربوط به درس نبود. حواس نمی‌گذارید برای آدم. بله اون شب که بارون می‌اومد ریزاحمد روی ریل قطار داشت می‌رفت که دید کوه ریزش کرده و سنگ‌های بزرگ‌ناکی افتاده‌اند روی ریل به چه درشت‌جاتی.
ریزاحمد پیش خود فکر کرد: یاپیغمبر! الان قطار می‌آید و همه‌ی مسافرها خاکشیر می‌شوند و آبرویمان پیش بین‌الملل و سرخه صلیب می‌رود. اتفاقاً قطار آن شب قطار اصلاح‌آلات و بارش پر از ماشین اصلاح بود که برای زدن پشم و پیله‌ به کار می‌رفت.
ریزاحمد که دید کوه ریزش کرده به ذن فرو رفت و پس از دقایقی رفتن به عوالم روحانی و مدیتیشن ای‌کیوسانی، فکر بکر و منطقی خوبی به کله‌اش رسید و تصمیم گرفت برای این که قطار به سنگ‌ها نخورد و از خط خارج نشود خودش قبلاً آن را منفجر کند! این که چطور این فکر بکر به مخ احمدک ما رسید به شما مربوط نیست، درس‌تان را بخوانید.
بله ریزاحمد با این فکر چند دینامیت از جیبش در آورد و آن را به ریل قطار بست. همین که قطار نزدیک شد ریزاحمد دینامیت‌ها را روشن کرد. (البته برای دماغ‌سوخته کردن مستندسازان فضول او به دلیل بارندگی به جای کبریت از فندک المنتی استفاده کرد). بعد از چند ثانیه دینامیت‌ها گرومپی منفجر شدند و قطار با صدای وحشت‌انگیزناکی از ریل خارج شد و سر و کله‌ی مسافران و لوکوموتیوران را هم شکست و پدر صاحب بچه‌ی همه‌شان را درآورد. لوکوموتیوران زخمی و عصبانی از قطار چپ شده خودش را کشید بیرون و به قصد کشت دنبال ریزاحمد گذاشت. ریزاحمد بی‌گناه و معصوم هم که دید هوا پس است پا گذاشت به فرار و حالا ندو کی بدو. لوکوموتیوران هم پشت سرش با مشت‌های گره کرده و فحش‌های هجده سال به بالا و کمر به پایین همچنان می‌دوید تا رسیدند به نقطه و محل ریزش کوه. و آنجا بود که لوکوموتیوران خشکش زد.
لوکوموتیوران که دید کوه ریزش کرده و فهمید ریز احمد چه فداکاری بزرگی کرده اشک در چشم‌هایش جمع شد. ریزاحمد را بغل کرد و های های شروع کرد به گریستن. بقیه مسافران و خبرنگاران بین‌المللی و روسای ایستگاه‌های قطار هم با فهمیدن حادثه به محل آمده دور آنها جمع شدند و صحنه‌ی ملودرام هندی‌ناک و بالیوودآسایی به وجود آمده بود که اشک از مشک قورباغه در می‌آورد. عکاسان کلیک کلیک عکس می‌گرفتند و بقیه در دستمال‌شان فین می‌کردند و تولید آب دماغ در آن سال از همین جا فراوان شد.
به زودی عکس ریزاحمد را به عنوان دهقان فداکار در تمام کتاب‌های دبستانی و دانشگاهی و روی جلد مجله تایم زدند و تفاسیر متعددی از روش‌ فداکارانه ریزاحمد و ذکاوت او در دنیا انجام شد. حادثه‌ی آن شب فراموش ناشدنی به عنوان درس عبرت و الگویی برای فرزندان خاک عالم شد.
هنوز کنار ریل‌ها، قطار از خط خارج شده‌ی زنگ‌زده‌ای وجود دارد که به عنوان یادبود عکس ریزاحمد فداکار را در حالی که نیش‌اش تا بناگوش باز است روی آن زده‌اند و زیر آن نوشته:

ما اینیم

فایلهای PDF را به جای خواندن گوش کنید

 

 

با این کار هم میتونید مهارت شنیداری خودتون را تقویت کنید و هم اینکه مطالبتون را میخونید اونهم با تلفظ درست

با یک تنظیم ساده:

1- باید نرم افزار Adobe Acrobat Reader 6 یا 7 و یا 8 داشته باشید.

 

2- مطابق عکس زیر عمل کنید. اول باید این ویژگی را فعال کنید و بعد جایی را که میخواهید خوانده شود انتخاب کنید.

 

3- برای تنظیمات سرعت خواندن و … به Control Panel > Speech Menu ویندوز مراجعه کنید.

 

4- فعلا که برای فایلهای انگلیسیه. بقیه زبانها رو تست نکردم

 

5- کلید های میانبر

Ctrl+shift+b - to hear the entire Document
Ctrl+shift+v - to hear the page
Ctrl+shift+c - to resume
Ctrl+shift+e - to stop

باران

خوب امروز درسته تعطیل بود ولی قرار بود برم دانشگاه. یک سری کارهای عقب افتاده رو انجام بدم ولی از دیشب بارون شدیدی گرفته و ول هم نمیکنه. میگن الان فصل بارانه. حالا باید ببینم کی قطع میشه تا به کارهامون برسم. راستی چیزی هم برای خوردن ندارم. باران اونقدر شدیده که بیرون رفتن یعنی دوش گرفتن. چتر هم که بیخیالش حوصله ندارم مثل سری قبل با دوچرخه به دیوار بخورم.