باران
نوشته شده در جولای 14, 2007 با vatan
خوب امروز درسته تعطیل بود ولی قرار بود برم دانشگاه. یک سری کارهای عقب افتاده رو انجام بدم ولی از دیشب بارون شدیدی گرفته و ول هم نمیکنه. میگن الان فصل بارانه. حالا باید ببینم کی قطع میشه تا به کارهامون برسم. راستی چیزی هم برای خوردن ندارم. باران اونقدر شدیده که بیرون رفتن یعنی دوش گرفتن. چتر هم که بیخیالش حوصله ندارم مثل سری قبل با دوچرخه به دیوار بخورم.
Filed under: یادداشتهای روزانه